سيد حسن مير جهانى طباطبائى

531

جنة العاصمة ( فارسي )

بمرأى و مسمع : يعنى جائى كه ديده مىشويد و سخن شما شنيده مىشود . و مبتدء : در بيشتر از نسخه‌ها به باء موحّده است با همزه يعنى شما در جائى هستيد كه از آنجا امور و احكام ابتدا مىشود ، و چنين مىنمايد كه اين لفظ تصحيف منتد باشد به نون بدون همزه به معناى مجلس ، چنانچه در مناقب قديم روايت شده و « مجمع » تفسير آن است . و تلبسكم : يعنى احاطه مىكند شما را و مىپوشاند شما را . و الدعوة : به معنى مرتبه‌اى از خواندن يعنى ندا مىكند . و الحبرة : از حبر است به معناى علم يا خبره به كسر به همان معنى ، و مراد از دعوت نداى مظلوميّت براى نصرت و يارى . و خبره مراد علم ايشان است به مظلوميّت آن حضرت سلام اللّه عليها ، و تعبير به احاطه و شمول براى مبالغه است ، يا تصريح به اينكه مظلوميّت آن حضرت را عموما مىدانستند ، و اين از قبيل حكم كردن به گروه نيست يا به بعضى از آنها يا بيشتر از آنها . و از ابى طاهر « الحيرة » روايت شده به حاء بىنقطه شايد تصحيف باشد . قولها عليها السّلام : و أنتم موصوفون بالكفاح ، معروفون بالخير و الصلاح ، و النجبة التي انتجبت ، و الخيرة التي اختيرت . الكفاح : رو به سوى دشمن رفتن در جنگ‌ها بدون سلاح و سپر . گفته مىشود : فلان يكافح الأمور ، يعنى فلانى به تنهائى خودش مباشر كارها است . النجبة : به معناى نجيب و كريم . و محتمل است كه النّخبة به فتح خاء باشد به معناى انتخاب شدگان . و الخيرة : به معناى اشخاص نيك صاحب فضيلت مختار از قوم . ناطحتم الأمم : يعنى جنگ كرديد با گروه‌هاى دشمن و آنها را به كوشش‌هاى خود دفع كرديد .